تبلیغات اینترنتیclose
بهار :: دیدم تو را کنار خیابان که خسته ای (سید مهدی نژاد هاشمی)
پیچک ( سید مهدی نژاد هاشمی )
(م شوریده )
نوشته شده در تاريخ جمعه 8 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

  بهار

 **

 

دیدم تو را کنار خیابان که خسته ای
در انتظار دست ترحم نشسته ای

دیدم به زیر چادر خود آب می شوی
وقتی اسیر خسته ی مرداب می شوی

مرداب فقرِ حاشیه از مرگ بدتر است
این یک تراژدیست غم از جنس دیگر است

شیطان بریده نان شبت را نشسته است
گویا …. به روی غمت چشم بسته است

مدیون دست خالی سردت نمی شوم
مجذوب چشم خیره ی عادت نمی شوم

مغرور از کنار تو هی رد نمی شوم
مانند گرگ گله منم بد نمی شوم

احساس می کنم که وجودم شکسته است
در چارچوب قاب دلم غم نشسته است

وقتی شهاب می گذرد خیره این نگاه
در آرزوی فصل بهاری و یک پگاه

می پویدش برای تو دل در هوای توست
فصل بهار گونه تمامش برای توست

در انتظار رویش زیباترین بهار
دستان ِ مهربان ، تو بیاور گل انار

 

 


 سید مهدی نژادهاشمی

 (م _ شوریده)

http://dostane.ir/forum/showthread.php?t=6678

 http://www.shereno.com/5436/6749/64829.html

برچسب ها : بهار,

موضوع : دفتر درفک بخش اول, | بازديد : 570