تبلیغات اینترنتیclose
ای رهگذر از کوی ما جانم هواخواهت ::(سید مهدی نژاد هاشمی )
پیچک ( سید مهدی نژاد هاشمی )
(م شوریده )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

ای رهگذر

 

ای رهگذر از کوی ما جانم هواخواهت شده
از عطر شورانگیز تو ، مدهوش و حیرانت شده

از گرد راهت سرمه ای بر زیر چشمانم کشم
چشمان خون آلود من محتاج دامانت شده

با عیش و صحبت از رخت روز دگر هم آمده
سودای این دلداده ات زلف پریشانت شده

فریاد از جانم کشم دل را تهی از دل کنم
من دل نمی یابم کنون دردا که قربانت شده

آخر شرابم می دهی زیبا در آن پیمانه ات
زیبا ترین پیمانه ها گلگون ز رخسارت شده

جانم به یغما می رود در این غروب از بیکسی
مشکی ترین آرایه ها ،تن پوش شبهایت شده

شب گرد تنها مانده ام از وصل تو جا مانده ام
چشمان باران خورده ام مست گرفتارت شده

تا کی خمارم می کنی با هجر رویت عشق من
سرگشتگی در کوچه ها تاوان دیدارت شده

هر شب به خوابم دیده ام افزونگری از چشم تو
چشمان مبهوتم نگر محو تماشایت شده*
چشمان مبهوت منم مفتون چشمانت شده*

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)

http://www.shereno.com/5436/5143/52064.html

 


پرسید از من چه خبر ؟
گفتم عرضی نیست

هوای خانه کمی دم دارد
قاصدکها رفتند

شاپرکها مردند
باغ هم خشکیده

اگر آبی آید رونق این آبادیست
دیر زمانیست که باران رفته

ثری از او نیست
به آرامی لبخند گذشت

***********


در وسط جاده بود
نه راه پس داشت نه پیش

مملو از ترس و سایه مرگ
بی صدا و بی جنبش

مجال خزیدن به لاک نداشت
مات و مبهوت مانده

عابری آمد
شوق زندگی در نگاهش پر شد

آنطرف جاده باز
حیات بود و نشاط بودو راه
آرام به راه خویش رفت و رفت و رفت

***********

زمستان بود و برف
سوز سرما عذاب آور بود

دستها یخ زده و نفسها آخر بود
بر دو زانو افتاد

فریاد برآورد از درد
انعکاس صدایش پیچید

بهمنی در راه است
بهمنی در راه است

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)

http://www.shereno.com/5436/5143/52064.html

برچسب ها : ای رهگذر,

موضوع : دفتر این چند شعر , | بازديد : 296