تبلیغات اینترنتیclose
دفتر شوریده نگاه دوم
پیچک ( سید مهدی نژاد هاشمی )
(م شوریده )
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 16 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


محرم * ماه خون *


.
خلائق خاک بر سر جملگی زاری کنید
محرم ماه خون آمد عزاداری کنید

ز خاک نینوا فریاد می خیزد چنین
حسینم یار می خواهد- وفاداری کنید

نمی بینید مسلخ می کشاند ماه را
مسلمانان بپاخیزید و یک کاری کنید

به دشت کربلا هر روز می پیچد بلند
کجا هستید شیران تا فداکاری کنید

اگر این خاک عصیانگر عطش دارد کنون
فدا سازید تن ها- خون بها جاری کنید 

چه گویم چون زبان الکن و قاصر از بیان
ندارد تاب گفتن خویشتن داری کنید

 اگر در غربت میدان رزمش نیستید
به اشک چشمها از دین نگهداری کنید

از این اندوه باید گفت در اشعار باز
نمی گنجد در این شعرم شما یاری کنید .

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)


http://www.shereno.com/5436/5908/59410.html

برچسب ها : محرم * ماه خون *,


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 16 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

فی البداهه ## عاشقانه ترین

 


.
اگر چو آیینه گویم

که صادقانه ترین

 بهار قلب منی

 تو جاودانه ترین

چنان که لنگه نداری

بهشت من بی شک

 تمام وسعت قلبم

تویی یگانه ترین

بهار جورو

بهانه تکانده شانه ی خودرا

بیا ترانه بخوانیم

عاشقانه ترین

ببین بیا به کنارم

غروب دلتنگی

که گم شویم

دوتایی


چو بی نشانه ترین

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)


http://www.shereno.com/5436/5908/58693.html

برچسب ها : فی البداهه ## عاشقانه ترین,

موضوع : دفتر شوریده نگاه دوم , | بازديد : 374

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 16 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

فانوس
.
فانوس را
-
به کابوس هایم
-
بتابان
-
تو را چه می شود
-
اگر تمام
-
خوابهایم مملو از اقاقی باشد
-
در خواب کبوتر
-
عقاب - نیاید
-
و زوال
-
در برگ
-
ماه را به آسمان برگردان
-
و ستاره را
-
بگذار
-
آسمانم
-
چرا غانی
-
باشد

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)


http://www.shereno.com/5436/5908/58969.html

برچسب ها : فانوس,

موضوع : دفتر شوریده نگاه دوم , | بازديد : 483

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 16 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


غم خوار


.
خوش آن وقتی که غم خوارم تو باشی

میان دشمنان یارم تو باشی

اگر زخم زبان چون سیل جاریست

نمی ترسم - پرستارم تو باشی

 


سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)


http://www.shereno.com/5436/5908/59196.html

برچسب ها : غم خوار,

موضوع : دفتر شوریده نگاه دوم , | بازديد : 381

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 16 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


غزل چه فایده


.
ابراز من در دل سیاه شد چه فایده
ماتم گرفته زا به راه شد چه فایده

بی طاقت از قافیه های شعر خسته ام
شعرم اسیر یک نگاه شد چه فایده

عاشق شدم ابراز عشق جرم من نبود
بی کافری خونم مباح شد چه فایده

از سالهای دور بخت من مشوش است
نافم بریده با گناه شد چه فایده

مدفون دردهای کهنه خاک می خورم
بچاره دل لبریز آه شد چه فایده

در لابه لای برگهای زرد گم شدم
عمرم گذشت و عاقبت تباه شد چه فایده

این چهارچوب کهنه رو به سرشکستگی ست
دیریست دل محتاج تکیه گاه شد چه فایده

شوریده دل مشتاق روی ماه روشن است
حالا که عشق ابر - ماه شد چه فایده

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)


http://www.shereno.com/5436/5908/59240.html

برچسب ها : غزل چه فایده,

موضوع : دفتر شوریده نگاه دوم , | بازديد : 283

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 16 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

غزل تنهایی


.
سهمم از تنهایی بین من و ما کم نبود
پایه های نردبان بینمان محکم نبود

بار سنگینی که روی دوش من انداختند
طاقتش در حد ِ باقی ِ نفسهایم نبود

خسته بودی ، خسته بودم ، بی نهایت خسته تر....
سهم بینابین ِ ما ازهم به جز ماتم نبود

سیب سرخ و موج گندمزار ها از اولش ...
هر دو می دانیم هرگز لقمه ی آدم نبود

سوختم از بیخ و بن حتا برایم لحظه ای
پیش و پس راهی برای بازگشت از غم نبود

زندگی تلفیقی از خوب و بدی دارد ولی
خوب و بد اصلن برای من یکی درهم نبود

برنگشتم علتش را آسمان فهمیده بود ...
نوش داروی نفسهایت به غیر از سم نبود

آنچه می پنداشتم آرامش ِ من می شود
تکیه گاهی از صمیم ِ قلب می دانم نبود...!

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)


http://www.shereno.com/5436/5908/218581.html

برچسب ها : غزل تنهایی,

موضوع : دفتر شوریده نگاه دوم , | بازديد : 390

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

عنکبوتی نشست بر فریاد...

**
.
در هوای کسی نمی چرخید ، سیب کالی که از درخت افتاد

سردی روزگار را حس کرد،نفسش بوی خستگی می داد

ماه را گرگ و میش می دزدید ، از پلنگی اسیر در شبها ...

زندگی را سکوت جارو کرد ، عنکبوتی نشست بر فریاد

تیشه را جای دیگری بردند ، تلی از آه ماند در سینه

هوسِ عاشقانه ها گم شد ، بیستون را گرفت از فرهاد

باز یک اتفاق بد افتاد ، روز می رفت و باد می انداخت

زرد را روی برگ هر دیروز ، رنگ آذر نشست بر خرداد

ازدحام تنفر و تردید ، واژه ها را عجیب می ترساند

در گلو عاشقانه ها خشکید ، داد احساس زندگی بر باد

کاش می شد که صبح می خندید ، روبه پرچین نازک دلها

سینه ها را نگاه می لرزاند ، اتفاقی قشنگ می افتاد

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)
...

3/10/1389


http://www.shereno.com/5436/5908/113714.html

برچسب ها : عنکبوتی نشست بر فریاد...,

موضوع : دفتر شوریده نگاه دوم , | بازديد : 420

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


عصر مکانیک

 


انگار دل از عشق گریزان شده است

 از کوه کنی سخت هراسان شده است

گویند که در عصر مکانیک و پول

فرهاد ز عاشقی پشیمان شده است

 

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)


http://www.shereno.com/5436/5908/60176.html

برچسب ها : عصر مکانیک,

موضوع : دفتر شوریده نگاه دوم , | بازديد : 301

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


شور بپا می کند خون تو در نینوا

 

**


.
شعله به عالم زده سوگ تو ای سر جدا

شور بپا می کند خون تو در نینوا

ماه جهان را کِشد ظلم به مسلخ کنون

قلب مرا می کند درد از این ماجرا

عشق فراموش شد حرمت قرآن شکست

بار دگر می برد بر سر(( نی)) آیه را

شرم به روی شما – شرم گریبان درید

مرگ به نیرنگتان کوفه ندارد وفا

رنگ زمین سرخ شد ، میکده آتش گرفت

سوخت زمین با زمان سوخت جهان پا به پا

عرش بنالد غمین ، مویه کند آسمان

خم شده پشت زمین از غم مولای ما

منتظرم ای خدا اذن دهی یا حسین

از غل تن خسته شد بنده ی حُرّ شما

عاشق شوریده ام عشق امام حسین

بار دگر می کشد دست مرا کربلا

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)


24/9/88

http://www.shereno.com/5436/5908/59474.html

برچسب ها : ,

موضوع : دفتر شوریده نگاه دوم , | بازديد : 273

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

زمین بیشک خودش زندان آدمهای بی درد است

**


نگاهت را که می دزدی زمان برعکس می چرخد
تبانی می کند پاییز با هراحتمالِ بد

پرنده می رود تا دور دستی دور تبعیدو....
به برگشتش نخواهد داد عمر نوح حتا قد

وعکس ماه می افتد درون حلقه ی چشم ِ....
پلنگی که به حساس درونش می شود مرتد

خدا می خواهد انگاری نبیند روی آسایش
نخواهد کرد حتا یک نفر راه خدا را سد

پرنده می رود اما دلی پشت قفس مانده
دلی که حرفهای گفته و ناگفته ای دارد

پرنده ...! گرچه متروک است آبادی ِ ما ...برگرد...
نداری روی برگشتن به این ویرانه را شاید

زمین بی شک خودش زندان آدمهای بی درد است
پرنده بی خبر هستی ازآنچه بر سرم آمد .....!

 

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)


http://www.shereno.com/5436/5908/213763.html

برچسب ها : زمین بیشک خودش زندان,

موضوع : دفتر شوریده نگاه دوم , | بازديد : 290

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

روزی که ................. مهتاب بجوشد

**
.
روزی که(( می)) از صورت مهتاب بجوشد

عالم همه مستانه شود دل بفروشد

سیمای بهشتی همه مغروق نگاهش

از ذوق تماشا دل دریا بخروشد

همگام شود نبض جهان با دل هستی

در طاعت از روح زمان سخت بکوشد

عشق است که در جام فلک جلو نماید

هر باطن پاکی ((می)) دیدار بنوشد

عریان شده از پیشتر احساس خلائق

گو منتظر نور شده جامه بپوشد

*
مرا ببخش
*
وسعت دریایت را
*
در فنجان ذهنم
*
جاری کردم
*
وبه اندازه ی جرعه ای
*
نوشیدمت
**


سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)


http://www.shereno.com/5436/5908/60126.html

برچسب ها : روزی که(( می)) از صورت مهتاب بجوشد,

موضوع : دفتر شوریده نگاه دوم , | بازديد : 226

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

رنگین کمان
.
عید غدیر خم را به همه دوستان

 و

شاعران عزیزم تبریک می گویم .

****


بر قوس رنگین کمان ایستاده


خود خورشید است و باران


راه سپید هم نمایان


عالمیان


از بویش مدهوشند

 

ما بیهوش


هر کس در پیش شتافت

 

بربلندای انسانیت


جاودانه حک شد


یا علی (ع)


عید همه مبارک

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)

http://www.shereno.com/5436/5908/58889.html

برچسب ها : رنگین کمان,

موضوع : دفتر شوریده نگاه دوم , | بازديد : 267

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

رفت و دیگر هیچ ...............
.
رفت
*
سوی آن باغ
که بهار
*
بی خزان ترین ترانه خوانش بود
*
او عاشق سبزه و بوی خوش ریحان بود
*
رفت
*
و در لرزش سایه های سیاه
*
خواب همه را مشکی کرد


***

مداد رنگی هایم را از دستم گرفت
*
ولی من
*
با ناخن هایم
*
ماه - ستاره - و ابر را نقاشی می کنم

 

***
در مردابی ترین نگاهت
*
نفسهایم به شماره می افتد
*
و در انتها ..... تنها ... سنگ ... کاغذ... قیچی ....

و کمی دورتر ....سکوت است ..... و انکار

 


سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)


http://www.shereno.com/5436/5908/59803.html

برچسب ها : رفت و دیگر هیچ,

موضوع : دفتر شوریده نگاه دوم , | بازديد : 307

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

دیوانه

 


.
نگاه کن که پس از این چه زود خواهم رفت
میان آتش و عصیان و دود خواهم رفت

به بوی کهنگی ِ دفتر غزلهایم
که ماه و سال تو را می سرود خواهم رفت

ومن به معنی هستم چه التماس بدی ...!
و تو به خاطر هرچه نبود خواهم رفت

به استجابتت امشب گره نخواهم خورد
به قفلهای شکسته وجود خواهم رفت

به آسمان و شب و چشمکت ، زبانم لال
به هرچه قلب مرا می ربود خواهم رفت

تو ای تبسم کشمیری ات غرور انگیز
به کور چشمی هرچه حسود خواهم رفت

و لحظه ای که برای دلم نمی باری
به خشکسالی ِ زاینده رود خواهم رفت

 

****************

دیوانه

آسمان راه راه است

تونل های پیچ در پیچ

به دره های باریک می رسد

اینجا

اشک نریز

صحرا

چشم هایت را قورت می دهد

و دریا

روز به روز

تنش را

به کشتی های لنج کش

می فروشد

عجیب نیست

فردا کنار ساحل

فاحشه ای

آبمیوه می نوشد

و زخم کهنه ای

مرگ می گیرد

سیاه نور ها

با قرص ماه

تبانی کرده اند

تا از چشم هایت

برنج بروید

فصل درو نزدیک است

تابستان را

به پاییز بفروش

زخمهایت را به آسمان

 


سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)


http://www.shereno.com/5436/5908/186545.html

برچسب ها : دیوانه,

موضوع : دفتر شوریده نگاه دوم , | بازديد : 269

صفحه قبل 1 صفحه بعد