تبلیغات اینترنتیclose
دفتر دل نوشته
پیچک ( سید مهدی نژاد هاشمی )
(م شوریده )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 


کرم لولیده در اندیشه ی خویش

**
.
کرم لولیده در اندیشه ی خویش
کار از کار گذشت

شاخه هایم خشک ،پوکیده تن است
بادگویی بر ضد من است

ظرف تکرار شکست
زندگانی مرده

غنچه بی شک تا ابد غمگین است
روی تابوت سیاه

گریه اش دلگیر است
سرخ بی موی سپید

باز خیلی دیر است
مرگ اینک سایه اش سنگین است

فرصتم را خورده
بازگشتی نیست ؟

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)

 

****

در این مدت که می کوبم به دیواری هزاران مشت
بجز غمه نامه ای سنگین ندارم کوله ای بر پشت

به هر انگشت خود مهری که می دادی دروغی بود
منم خطی کشیدم روی احساسی که دل را کشت

ولی شایدکه مشتم را برایت وا کنم امشب
ببینی خون قلبم را که می ریزد به هر انگشت

کجایی راست گویی را دو باره زنده گردانی
سرشتی پاک می جویم کجایی آخرین زرتشت

 


سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)

 


http://www.shereno.com/5436/5143/54894.html


 

برچسب ها : ,

موضوع : دفتر دل نوشته, | بازديد : 273

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

چون پرستویی مهاجر بر زمستان آمدی

**

.
چون پرستویی مهاجر بر زمستان آمدی
از زمستان خسته بودم چون بهاران آمدی

عطر گیسویت مرا بیگانه از خویشم نمود
برخزانم چون نسیمی از گلستان آمدی

تیربختی درشبی تار بودم بی چراغ
خوش درخشیدی و بر من ماه تابان آمدی

چون نفسهایم به آخر می رسید ازبی کسی
برکویری تشنه لب ، چون آب باران آمدی

من که عمرم را به یادت پیر کردم در شباب
خوش صفا آورده ای ، جانا تو سامان آمدی

عشق هر پروانه گر آتش به جان افکندن است
بر وصالم عشق من ،چون شمع سوزان آمدی


و...

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)


http://www.shereno.com/5436/5143/52856.html

 

برچسب ها : چون پرستویی مهاجر بر زمستان آمدی,

موضوع : دفتر دل نوشته, | بازديد : 369

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

چشمم به راه یار است


.
تا من به یاد دارم چشمم به راه یار است
بی آنکه وعده باشد عمری به انتظار است

حسی عجیب با من در خلوت شبانه
گویا که همدمم هم ، شبهای بی قرار است

من روی تابناکش از پشت پرده دیدم
دردا که سهم عشقم ، این روزگار تار است

ازدرد مرده باشم فردا اگر نیاید
شاید که او بیاید وقتی که تن به دار است

قدری توجهی کن ای آشنای خلوت
عاشق کشی نشاید بر این دلی که زار است

ای عشق آخر ینم قدری نگاه من کن
بی شک وجود عاشق ، از هجر غمگسار است
و....

 


سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)


http://www.shereno.com/5436/5143/53482.html

برچسب ها : چشمم به راه یار است,

موضوع : دفتر دل نوشته, | بازديد : 411

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 


نم نم باران .

 

بر چهره ام غم دوران گذشته است
آن روی سکه ی خندان گذشته است

انگار ثانیه هم بی مروت است
بر ذهن خسته چه لنگان گذشته است

با هر تلنگر بی جا دلی شکست
اشکی به گونه نمایان گذشته است

خوش آمدی که بگویی عزیز من
برخیز فصل زمستان گذشته است

وقت است کهنه ی فکرت عوض شود
اینک که موسم بوران گذشته است

با بوی سبزه و باران نفس بکش
بر دشت بوی بهاران گذشته است

درپشت پنجره حسی چشیدنیت
بر شامه نم نم باران گذشته است .

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)

 


دوبیتی


تورفتی از کنارم دلبر من
نمی دانی چه آمد بر سرمن

غمم افزون دلم پرخون هم اینک
هوای گریه آمددر بر من

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)

 

http://www.shereno.com/5436/5143/54497.html

برچسب ها : نم نم باران,

موضوع : دفتر دل نوشته, | بازديد : 291

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 


شبیه برگ خورده به تور پاییزی

 

**


.
شبیه برگ خورده به تور پاییزی
دلم شکسته زیر عبور پاییزی

تشعشعات پیله ی برق چشمانم
هنوز هم نگاه تو کور پاییزی ؟

غمین نشسته سر کوچه تنهایم
میان شعله های غرور پاییزی

ملامتم نکن سرکوچه می بینی !
ندارد این نشسته شعور پاییزی !

به زیر لب چرا تو یکادو می خوانی
نگو نگاه هرزه چه شور پاییزی

به عشق دیدنت سر کوچه می آیم
نگو که هرزه لایق گور پاییزی

توهمات چیره و آنچه می بینی
دلیل بر نبود حضور پاییزی

غروب ها منم که بهانه می گیرم
همیشه این بهانه که جور پاییزی

چرا نیامدی که نظرکنی برما
غروب ها نگاه تو دور پاییزی

 


سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)

http://www.shereno.com/5436/5143/54921.html

برچسب ها : شبیه برگ خورده به تور پاییزی,

موضوع : دفتر دل نوشته, | بازديد : 373

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 


زمستان بود و برف

**
.
خسته از صندلی ایستگاه و انتظار

پلک جا مانده بود

مدتی از نگاه

دلهره ، یاس ،اضطراب می کشید

سر به زیر، گیچ آه

غرق افکار خود بود و بس

عابری چون گذشت

بند افکار او گسست

سایه سنگین شد

تا نگاه کرد و دید

غمگین شد

رنج راه

باز هم اشتباه بود و بس

اشتباه

***
زمستان بود و برف

سوز سرما عذاب آور

دستها یخ زده و نفسها آخر

بر دو زانو افتاد

فریاد برآورد از درد

انعکاس صدایش پیچید

بهمنی در راه است


****

بوی گل رازقی چشیدن چه خوش است

برلذت آشیان رسیدن چه خوش است

گویند زمان اوج سردی نگاه

خود را به نگاه دوست دیدن چه خوش است

 


**


تویی فانوس شبهایم که تار است

توباشی همچنان عیشم به بار است

تویی بر بال احساس چکاوک

برایم خوش چو می خوانی بهار است

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)

http://www.shereno.com/5436/5143/54757.html

برچسب ها : ,

موضوع : دفتر دل نوشته, | بازديد : 301

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 


جانا چه شد احساسها

 


.
جانا چه شد دیوانگی
سرمستی و دلدادگی

از هجر بی پایان تو
از عشق بی سامان تو

با جان و دل من سوختم
پروانگی آموختم

یا را چه شد احساسها
بوی شقایق ، یاسها

دلها که جنسش سنگ شد
عاشق دلش چون تنگ شد

این دشتها ویرانه شد
این آیینه غمخانه شد

یارا ترحم کن به ما
قدری ترنم کن به ما

دلها نشاید مردگی
صافی نباید تیرگی

فریاد از سرخوردگی
بیداد از دلمردگی

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)


http://www.shereno.com/5436/5143/51997.html

برچسب ها : جانا چه شد احساسها,

موضوع : دفتر دل نوشته, | بازديد : 299

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 


.
به جانم من قسم خوردم نگارم
که عشقی آخرین باشی کنارم

و لیکن عکس آن گر بی وفایی
چو شمعی در فراقت اشک بارم

((تو رامن دوست دارم بی نهایت ))
((تو را من بی نهایت دوست دارم ))

نسیمی از بهشتی ای نگارم


نفسهایت برایم زندگانیست
تو هستی موسمی بر انتظارم

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)

 

http://www.shereno.com/5436/5143/53858.html

برچسب ها : ,

موضوع : دفتر دل نوشته, | بازديد : 322

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

برتیره شبم نزهت مهتاب نیامد

***
.
برتیره شبم نزهت مهتاب نیامد
برچشم ترم لذت یک خواب نیامد

گر خارو خسم ، خشک شدم در تب دیدار
بر شاخه ی خشکیده ی دل آب نیامد

در میکده ها پرسه زنان مست و خرابم
برجام شرام می نایاب نیامد

من وجد و طرب را همه از عطر تو دیدم
بر شوق دلم عنر و عناب نیامد

من داغ درونم همه از هجر تو تیره است
آرامش این سینه ی بی تاب نیامد

من دارو ندارم همه دیدار تو گشته
بر عاشق تنها غم سیلاب نیامد

فردا به از این باش که امروز نبودی
بیگانه ی با من جگرم تاب ، نیامد

**************


صدای تبل می آید
و مادر هم زشیون بی قرار است

غم و ناله ز رگهای سرم بی شک پدیداراست
هم اینک

غم این دل بسیار
کدر رنگ است

دریاهم
و اشکانی داغ بر شنهای ساحل خونابه می پاشد

چه کسی بر تبل می کوبد
دلم طاقت نمی تابد

شنیدن را
لحظه ها بامرگ است

گویا هم
امیدم انتظار است

هرچند کم
زکوک پچ پچ مردم هراسانم

که ساز است
هزاران لعنت این دل کشیدن را

به دریا
هزاران لعنت این دل بریدن را

ز دنیا
چو اینک من ندارم تاب دیدن مردنت را

و اشکانم نخواهد رفت تافردا
که شاید من ببینم زنده ات را

*******************


دخترک کوچکی
ساده و کم آرزو

بر لب حوضی نشست
ماهی قرمز می دید

دخترک خوش خیال
زل زده بود اون به آب

خسته شد و رفت به خواب
خوابهای آبی می دید

خودشو ماهی می دید
روی حبابی زیبا

قشنگ تر از یک رویا
این بر و اون بر می شد

از همه سر تر می شد
مادر صداش زد بیا

دخترک خوشگلم
رفتی لب حوض چرا

دخترک از خواب پرید
حباب رویا شکست

ماهی قرمزو دید
خنده رو لبهاش نشست

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)


http://www.shereno.com/5436/5143/52727.html

برچسب ها : ,

موضوع : دفتر دل نوشته, | بازديد : 459

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 


با وعده ی وصلش به لبم ساغر داد

 *

چند رباعی


.
از لحظه ی رفتنت زمان کم مانده

پیشانی و صورتم ببین خم مانده

یک هم دم با وفا ندیدم هرگز

از حاصل عمر من فقط غم مانده

 


**********


از دست تو من کاسه ی خونم امشب

برخیز و ببین اوج جنونم امشب

از بس که تو آزار مرا خوش داری

از خانه و کاشانه برونم امشب

 


*************


با وعده وصلش به لبم ساغر شد

چون مست شدم دل شکنی دیگر شد

دل سوخت و خاکستر من برباد است

این سوخته دل خاک ره دلبر شد

 


*************


هر روز که روی یار، من می بینم

انگار بنفشه در چمن می بینم

از نزهت بوی او چنان سرمستم

خود را بر دست و هر دمن می بینم


**********************

امشب ز غمت به دیده چون می بارم

از کاسه ی صبر خود برون می بارم

باور نکنی نمی روی از یادم

بر خیز و ببین که اشک خون می بارم


**************

در حسرت بوسه از لبانت ماندم **

مبهوت نگاه بی کرانت ماندم **

پایم سر راه عشق هم می لنگد

در اول پیچ هفت خوانت ماندم

 


***************


گویند نسیم گل و گلزار خوشست

جانا که هوای بوسه از یار خوشست

ای بیخبران زخواب غفلت خیزید

من معتقدم که فصل دیدار خوشست

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)


http://www.shereno.com/5436/5143/53341.html

برچسب ها : ,

موضوع : دفتر دل نوشته, | بازديد : 500

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


اگر صد بار دیگر دل برانی

 

اگر صد بار دیگر دل برانی

مرا بر دورخی سوزان کشانی

سر از سودای عشقت برندارم

تو معبود دلم تابی کرانی


************


دلم آتش زدی و غم نداری

غمم افزون شده بی غم گساری

دلم را خود به مسلخ گر کشاندم

هزاران طعنه بر من نیست عاری

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)

 

http://www.shereno.com/5436/5143/54375.html

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : دفتر دل نوشته, | بازديد : 409

صفحه قبل 1 صفحه بعد