تبلیغات اینترنتیclose
دفتر درفک بخش دوم
پیچک ( سید مهدی نژاد هاشمی )
(م شوریده )
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 2 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 
گر بمیرم باز عاشق می شوم

 


.
تیشه ای محکم بزن بر غم که فرهادم تویی
رویش زیباترین اندیشه در یادم تویی
*
می گریزی از ترکهای لبم ای نازنین
بوسه ی باران براین شبهای مردادم تویی
*
خسته ام از قلبهای سردتر از کوه یخ
دل خوشم با دست گرمت گرچه بیدادم تویی
*
دل تهی کردم در این آشفته بازار جنون
با خودم بیگانه هستم تا که بنیادم تویی
*
می نشینم تا ابد اینجا به پایت نازنین
عاشقی از بن خرابم خشت آبادم تویی
*
گر بمیرم باز عاشق می شوم زیبای من
با تو می رویم دوباره چونکه همزادم تویی
*
من گرفتار توام صد سال و صد ها سال بعد
خاک وخاکستر نباشد مشکلی دادم تویی


*

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)


http://www.shereno.com/5436/6749/66700.html

برچسب ها : گر بمیرم باز عاشق می شوم,

موضوع : دفتر درفک بخش دوم, | بازديد : 287

نوشته شده در تاريخ جمعه 29 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

آغوش سرد

 


چون یک هوس گذشت و به من اعتنا نکرد
این بطری شکسته که دردی دوا نکرد

سیگار تند و این عرق تند تر از آن
هم حق ِ یک رفاقت من را ادا نکرد

آتش گرفته حسرت آغوش سرد من
یک منتظر به پشت سرم اقتدا نکرد

آن پادشاه و سرور این جان خسته هم
من را دمی از این همه نکبت جدا نکرد

اندوه و درد یخ زده ام را مرور کن
یک مشت بغض تلخ گلو را رها نکرد

چون باد ناموافق سرکش شبی مرا
با یک وجب جزیره ی سبز آشنا نکرد 
 

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)

 

http://www.shereno.com/5436/6749/67068.html

برچسب ها : آغوش سرد,

موضوع : دفتر درفک بخش دوم, | بازديد : 368

نوشته شده در تاريخ جمعه 29 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

.بی قر ار

 


التماست می کنم بی کس و کار افتاده ام

برگ زردی گوشه ای در نو بهار افتاده ام


عشق هایی بی نفس عاسق کشی هایی سیاه

چشم هایم سو ندارد گیچ و تار افتاده ام


می گریزم من ازاین دوران پرآشوب شهر

چون غریبی خسته از این روزگار افتاده ام


سر به تن باشد ندارد عاشقی بی دست و پا

می کشم جورم به گردن سر به دار افتاده ام


موج و توفان عشق و ابراز مرا درهم شکست

غرق در گرداب حسرت اشک بار افتاده ام


ناله هایم مرده دراعماق قلبم بی صدا

چون شقایق های غمگین داغ دار افتاده ام


یا نمی بینی مرا یا خسته ای از صیرتم

حق دیدارت ندارم بی قرار افتاده ام


هرچه باشد باز عاشق می شود این بی قرار

چون گنهکاری فقط در انتظار افتاده ام


یا ببخشایم و یا دارم بزن اما نران

هرچه کردم من نفهمیدم که زار افتاده ام

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)

 


http://www.shereno.com/5436/6749/66848.html

برچسب ها : بی قر ار,

موضوع : دفتر درفک بخش دوم, | بازديد : 431

نوشته شده در تاريخ جمعه 29 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

... سه تا نقطه .......!

 

عشق بی انتها ... سه تا نقطه
گام ها روبه آسمان می رفت

مرد بی ادعا .... سه تا نقطه
ما گرفتار نان و او آفاق

این کجا ،وآن کجا ... سه تا نقطه
کاش می شد دوبال معراجی

تا خدا پا به پا ... سه تا نقطه
دشتهایی پر از شقایق ها

جای پای خدا ... سه تا نقطه
شهد شیرین بوسه ای گیرا

تا خدا تا فنا .... سه تا نقطه
زندگی پشت آخرین لبخند

ختم این ماجرا ... سه تا نقطه

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)

 

http://www.shereno.com/5436/6749/68537.html

برچسب ها : سه تا نقطه,

موضوع : دفتر درفک بخش دوم, | بازديد : 302

نوشته شده در تاريخ جمعه 29 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

سرباز کهنه



تقدیم به پدرم :


در آسمان غم زده ای از غبارها
درپیچ و تاب خاطره دور از شیارها

سرباز خسته دل- نفسش گیر می کند
گویا گرفته راه گلویش فشارها

یک مشت بغض یخ زده در کولبار او
بردوش می کشد همه ی انتظارها

دل بسته بر نهایتی از عاشقانه ها
خط می کشد به روی همه افتخارها

اندوه و درد چهره ی او روزگار سخت
سرباز کهنه ، خسته از این گیرو دار ها

پر می شود از آتش گلهای رازقی
دل می دهد به خاطِر خوش از بهار ها

با بیکران خاطره ها موج می شود
این عاشق شکستهِ دِلِ ماندگار ها


داغ جنون و لذت خمپاره های سرخ
دل می دهد به آیت آن اعتبار ها

 
آن جامه های سرخ و هیاهوی عاشقان
زیباترین حماسه از آن ذالفقار ها

تصویر می شود همه ایمان و قلب او
درحسرت کشیده از آن روزگار ها

حالا بیا و حسرت او را مرور کن
ای پادشاه خلوت این بی قرار ها
*
اینجا بهشت در پس تغییر می شود
گل می کند شکوفه ی آن انتظار ها

 

 

(سید مهدی نژاد هاشمی )

(م- شوریده )

 http://www.shereno.com/5436/6749/66941.html

برچسب ها : سرباز کهنه,

موضوع : دفتر درفک بخش دوم, | بازديد : 249

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

خواب

**

 

در آینه به چشم خودش خیره گشته بود

دنبال عشق گم شده نیلوفری سیاه


یک عمر پای درد دل خود نشسته بود

با تیک تاک ثانیه ها می کشید آه


باران شکست سینه ی طوفان خسته را

یک مشت بغض کهنه ی عصیان خسته را


انگار باز صورت او گُر گرفته است

دیشب به خواب آمده درامتداد راه


شرجی ترین نگاه مه آلود عابری

زیباترین بهانه ی عصیان باوری


چشمش هنوز پای همان راه مانده است

این برکه های گود چنین می دهد گواه


فرقی نمی کند که هوا روشن است یا . . . !

می خواست بر نخیزدو نشکست خواب را


باید که آب پشت قدمهای او نریخت

باید شکست حلقه ی زنجیر اشتباه


روزی تو هم دچار همین فکر می شوی

مغلوب استخاره ی این ذکر می شوی


بر پشت پای خواب نبایست آب ریخت

سر می زند به شرجی چشمان آن نگاه

 

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م-شوریده)

http://www.forum.98ia.com/archive/index.php/t-117-p-7.html

http://www.shereno.com/5436/6749/69100.html

برچسب ها : خواب,

موضوع : دفتر درفک بخش دوم, | بازديد : 421

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

حساب زندگی از دستهای من در رفت

**

 

مگر نبود قرار این که ماه من باشی

 فروغ ممتد چشم سیاه من باشی

بدون تو نفسم از زمانه می گیرد

مگر قرار نشد تکیه گاه من باشی

تو رفته ای و ببین شب به شب پریشانم

سزا نبود چنین اشک و آه من باشی

حساب زندگی از دستهای من در رفت

کجاست روز خوشی که پناه من باشی

دلم گرفته از اینکه تو را نمی بینم

چه می شود که تو در هر نگاه من باشی . . .

تو را به خواب و خیالم همیشه می بینم

بیا به حلقه ی چشمم گواه من باشی

تو دستهای دلم را گره زدی با غم

گمان کنم که تو هم اشتباه من باشی

برو تو هم به امان خدا نشد امشب

هوای بال وپری دل بخواه من باشی

 

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م.شوریده)

http://152aseman.blogfa.com/post-78.aspx

 http://www.shereno.com/5436/6749/69690.html

برچسب ها : حساب زندگی از دستهای من در رفت,

موضوع : دفتر درفک بخش دوم, | بازديد : 260

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

آنقدر عاشقی که تو آیینه ی دقی

**
 

با من بگو عزیز من انگار عاشقی
آنقدر عاشقی که تو آیینه ی دقی

ساحل گریز محو در اوهام چشم تو
درگیر جذر و مد شده بر روی قایقی _

_که دست باد داده خودش را برای تو
-تا گم شود درون تو قدر دقایقی

بیرو نکش دوباره مرا از نگاه خود
هرچند از تلاطم چشمام فارغی

وجدان من دچار غم و درد می شود
وقتی برام آینه دار حقایقی

حرفی بزن که حوصله ام ته کشیده است
تصدیق می کنم که تو اینبار صادقی

حرفی بزن بگو به من از عشق دیگرت
جامانده است کنج نگاهت شقایقی  
 

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م- شوریده)

http://sherane.com/index.php/2012-03-04-10-24-43/tags/tag/2012-03-30-08-08-35.html

برچسب ها : آنقدر عاشقی که تو آیینه ی دقی,

موضوع : دفتر درفک بخش دوم, | بازديد : 407

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

جویای یک جو غیرت مردانه آمدم

**

 

با گام های خسته غریبانه آمدم
امشب شکسته ساغرو پیمانه آمدم
*
در را به روی این دل درمانده بازکن
چون دل شکسته بر در این خانه آمدم
*
خنجر به پشت و زخمی از این روزگار پست
در آرزوی غیرت مردانه آمدم
*
آتش گرفته کل وجودم زبانه است
چون شعله های سرکش دیوانه آمدم
*
از کوچه باغ دلهر هایم فراریم
شاکی شدم از این دل ویرانه آمدم
*
از فرط خستگی نفسم تیر می کشد
درجستجوی فصل بهارانه آمدم
*
شاید محال گشته پریدن برای من
لیکن به شوق دیدن پروانه آمدم

 

 


*
سید مهدی نژادهاشمی

(م- شوریده )


http://www.shereno.com/5436/6749/65297.html

برچسب ها : جویای یک جو غیرت مردانه آمدم,

موضوع : دفتر درفک بخش دوم, | بازديد : 306

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

جنون

 **

 

جنون بودنت امشب خیال خام من است

ببین که تلخی دنیا شبیه کام من است

خمار خواب تو گشتم دراین زمانه ی تلخ

صدای خیس گلویم قرین شام من است

تو ای ستاره ی زیبا گمان نکن هرگز

که اسب سرکش نامرد بخت- رام من است

منم چو لکه ی ننگی به دامن دنیا

چرا که طالع نحسی عجین نام من است

هجوم زخم زبانها به خشت خشت دلم

ورای طاقت دیوارهای بام من است

بیا بشین به کنارم فقط همین امشب

ببین که این دم آخر نفس حرام من است

گناه آدم و حوا به دوش من سنگین

و نیش جاری شیطان درون جام من است

خیال بودنت امشب شبیه باران است

اگر چه زاده ی اندیشه های خام من است

 

 

سید مهدی نژادهاشمی

(م- شوریده)

 

http://www.shereno.com/5436/6749/65454.html

برچسب ها : جنون,

موضوع : دفتر درفک بخش دوم, | بازديد : 432

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

تکرار

**

 

طنین وحشت مرگم بدون ِتو بردار

 شبیه حالت عصیانِ باد در آوار

شکسته طاقت برجای بودنم امشب

 خراب خاطره هایت نشسته ام بیدار

 غروبهای جدایی شبیه یک عادت

 نمی شود که بمانی به خاطرم اینبار

 سکوت حاشیه دارم عذاب لبریزاست

 منم چو ساعت جامانده خسته از تکرار

 تو را به ساحت این بغضهای نشکفته

 نمی شود که بپرسی تو حال من یک بار

بیا گلم و رگم را بزن ولی هرگز

 مرا به حال خودم اینچنین دمی نگذار

ببین که خسته غریبانه ام و دریابم

میان این همه دشمن مرا نکن انکار

 تمام نیتم امشب هوای بودن توست

 بیا که قبله ی حاجات دل شدی انگار

 

سید مهدی نژادهاشمی

 (م- شوریده)

http://sher.ueuo.com/?p=5175

http://www.shereno.com/5436/6749/66227.html

برچسب ها : تکرار,

موضوع : دفتر درفک بخش دوم, | بازديد : 410

صفحه قبل 1 صفحه بعد