تبلیغات اینترنتیclose
دفتر درفک بخش اول
پیچک ( سید مهدی نژاد هاشمی )
(م شوریده )
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 2 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


گم گشته در توهم بی همزبانیم

 

.
امشب چو اشک پنجره ها می چکانیم
وقتی به خط و مرز جنون می کشانیم

خم شد شکست خواب شبم از خیال تو
هر شب به روز گار سیا می نشانیم

هرشب به یاد و عشق ِ تو از خواب می پرم
تلخ است بی تو خلوت و این زندگانیم

من خسته ای شکسته دل و عاشق توام
هرچند تا به برزخ دل می رسانیم

در لابه لای خاطره ات پرسه می زنم
گم گشته در توهم بی همزبانیم

امشب بیا و شاهد این بی قرار باش
آخر دلم گرفته شد از بی نشانیم

چون برگ زرد کهنه و برباد رفته ام
بی تو رسیده است به پایان جوانیم

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)


http://www.shereno.com/5436/6749/67208.html

برچسب ها : گم گشته در توهم بی همزبانیم,

موضوع : دفتر درفک بخش اول, | بازديد : 411

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 تازه کار

 

به عشقت تا ابد دل می سپارم

اگر چه عشقبازی تازه کارم

نپوشان صورتت را نازنینم

تو را من بی نهایت دوست دارم

 

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م شوریده)

http://sher.ueuo.com/?p=5144

http://www.shereno.com/5436/6749/65586.html

برچسب ها : تازه کار,

موضوع : دفتر درفک بخش اول, | بازديد : 416

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بی قرار

**

 

پس از تو ثانیه را بی قرار می بینم

تمام قافیه ها را شعار می بینم


خدا و مسجد و محراب را نمی خواهم

پس از تو من همه را نقطه دار می بینم


عبور کردی و رفتی شبیه بارانم

وَ پشت پنجره را بی بهار می بینم


هنوز خیسم و از خواب می پرم هرشب

هجوم خاطره ات ، بی سوار می بینم


لبان سرد خودم را به شیشه می کوبم

و میل بوسه زدن بر غبار می بینم


کسی شبیه خودم روبروی من پژمرد

نگاه آینه را غصه دار می بینم


غرور له شده ام را به یاد می آرم

و حس کودکی ام بی انار می بینم


اسیر یاد توام سرنوشت من این است

که خواب پر زدن از این حصار می بینم

 

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م_ شوریده )

http://pouyanaz.blogfa.com/8906.aspx

http://www.shereno.com/5436/6749/68344.html

برچسب ها : بی قرار,

موضوع : دفتر درفک بخش اول, | بازديد : 259

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

بی تو به عمق فاجعه پرتاب می شوم

**

 

رفتی و من به پشت سرت آب می شوم

دلتنگ بوسه های تو بی خواب می شوم


من یکسره قدم به قدم شعله می کشم

اینجا به قدر فاصله بی تاب می شوم


منگم در انتظار تو هی زجر می کشم

حالا به عمق فاجعه پرتاب می شوم


بیمارم و زخم خورده ی توفان نفرتم

مانند اشک خنجر سهراب می شوم


شبها که حس و حال دلم تیره می شود

محتاج خواب دیدن مهتاب می شوم


بی شک اسیر وسوسه هایت شدم ولی

فهمیده ام بدون تو مرداب می شوم


برگرد پیش من غزل نیمه کاره ام

بی تو بدون قافیه ناباب می شوم


کاری به کار این دل تنگم نداشتی . . . !

حالا ببین بدون تو سیلاب می شوم

 

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م_ شوریده )

http://lovelest.glxblog.com/post.php?p=16

http://www.shereno.com/5436/6749/68414.html

برچسب ها : بی تو به عمق فاجعه پرتاب می شوم,

موضوع : دفتر درفک بخش اول, | بازديد : 388

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بگذار باز این دل دیوانه بشکند

**

 


بگذار باز این دل ویرانه بشکند
از چشم ها بیافتدو بیگانه بشکند
*
چون مرد می شود همه نازک دلی من
بگذار باز هم پی این خانه بشکند
*
بر روی شانه های زمین تکیه می زنم
هی اشک می شوم دل پروانه بشکند
*
چون شمع روبه آخر جان را امید نیست
با چشم های خسته غریبانه بشکند
*
باشد به دل بگیرو نیا باز پیش من
تا قفل درب بسته ی میخانه بشکند
*
بگذار باز آخر شبها دوبال عشق
با پرسه های این دل دیوانه بشکند

 


 

سید مهدی نژادهاشمی

(م- شوریده )

 

 http://www.shereno.com/5436/6749/66771.html

برچسب ها : بگذار باز این دل دیوانه بشکند,

موضوع : دفتر درفک بخش اول, | بازديد : 261

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

  بهار

 **

 

دیدم تو را کنار خیابان که خسته ای
در انتظار دست ترحم نشسته ای

دیدم به زیر چادر خود آب می شوی
وقتی اسیر خسته ی مرداب می شوی

مرداب فقرِ حاشیه از مرگ بدتر است
این یک تراژدیست غم از جنس دیگر است

شیطان بریده نان شبت را نشسته است
گویا …. به روی غمت چشم بسته است

مدیون دست خالی سردت نمی شوم
مجذوب چشم خیره ی عادت نمی شوم

مغرور از کنار تو هی رد نمی شوم
مانند گرگ گله منم بد نمی شوم

احساس می کنم که وجودم شکسته است
در چارچوب قاب دلم غم نشسته است

وقتی شهاب می گذرد خیره این نگاه
در آرزوی فصل بهاری و یک پگاه

می پویدش برای تو دل در هوای توست
فصل بهار گونه تمامش برای توست

در انتظار رویش زیباترین بهار
دستان ِ مهربان ، تو بیاور گل انار

 

 


 سید مهدی نژادهاشمی

 (م _ شوریده)

http://dostane.ir/forum/showthread.php?t=6678

 http://www.shereno.com/5436/6749/64829.html

برچسب ها : بهار,

موضوع : دفتر درفک بخش اول, | بازديد : 574

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

به مناسبت فتح خرمشهر

 **

 

می لرزد از شکوه قدم هایت آسمان
کارون پر حماسه ی امواج بی کران

دیدم کنار شهر تو امواج زنده اند
شیران با صلابت و اوتاد هر زمان

آری بهار موسم آزادگی شده است
وقتی به گوش می رسد از شهر خون اذان

گل می کند شلمچه شکوهش به چشم ها
درامتداد سوم خرداد جاودان

آرش کمان گرفته و تاریخ زنده است
از جای جای بوسه ی میعاد عاشقان

اینجا تمام ثانیه ها قبطه می خورند
افکلاکیان نشسته و َ انگشت بر دهان

در بزم ریزش خمپاره های داغ
باید که دید رویش گلهای بی خزان

آن رازقی که بوی بهشتی گرفته است
آیا شنید هق هِق ِ باران چشم مان

اینجا شکسته است دلی باز بی قرار
جا مانده است عاقبت از بزم میزبان

اصرار می کنم که مرا هم نگاه کن
در این هجوم غربت شبهای بی امان

محتاج گشته ام که شفاعت کنی مرا
ای آشنای حسرت اعماق جسم و جان

 

سید مهدی هاشمی نژاد

(م _ شوریده )

http://tehranqarb.blogfa.com/90031.aspx

http://www.shereno.com/5436/6749/69567.html

برچسب ها : به مناسبت فتح خرمشهر,

موضوع : دفتر درفک بخش اول, | بازديد : 305

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

بر باد رفته

**

تو رفته ای و نه حرفی در این میانه نماند
ببین که یک شب خوش هم از این زمانه نماند

تو رفته ای و ببین شب به شب پریشانم
چراکه فرصت ابراز عاشقانه نمایند

نه حس بازی واحساس انعکاس خدا
در این زمانه ی بد شوق کودکانه نماند

شبیه عطر اقاقی و بوی یاس سپید
که رفته است به تاریخ - از آن نشانه نماند

حریم خلوتم امشب از اشک من خیس است
صفای خانه ی من رفت و آشیانه نماند

شتاب رفتن خورشید و آخر دنیا
چرا که صبح سپیدی در این میانه نماند

عبور ریخته بر این سینه از گلایه پرم
غروب آخرم اینک بیا بهانه نماند

و مرگ می رسد از راه و زندگانی من
شبیه قطره لرزان که جاودانه نماند

 

 

سید مهدی نژاد هاشمی

 

(م _ شوریده )

 http://www.shereno.com/5436/6749/67525.html

برچسب ها : بر باد رفته,

موضوع : دفتر درفک بخش اول, | بازديد : 308

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

برو دست از سرم بر دار

**

نقابت را زمین بگذار و اشکت را رها کن
تمام نیتت را پیش چشمم برملاکن

نمی خواهم ببینم مهر می ورزی دروغین
برو در خلوتت تنها برای خود دعا کن

تو ازکردار نیکان نیز میراثی نداری
برو فکری به حال این مصیبت در خفا کن

دهانت را نمی بویم چو مسموم است شیطان
خودت را با سرشت آدمیت آشنا کن

نمک بر زخم می پاشی ترحم هیچ داری !
همانگونه که خوش می آیدت آنگونه تا کن !

نه صبری مانده در این جسم بیمارم نه شوقی
برو دست از سرم بردار و اشکت را رها کن

ترک دارم و حیرانم نمی بارم من اینک
برو امشب مرا از ابر باران زا جدا کن

 

سید مهدی نژاد هاشمی

(م _ شوریده )

http://www.forum.98ia.com/post3872849-13171.html

http://www.shereno.com/5436/6749/66857.html

برچسب ها : برو دست از سرم بر دار,

موضوع : دفتر درفک بخش اول, | بازديد : 304

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بدون واهمه مغزم نشانه می گیرم

**

ملامتم نکن امشب زبانه می گیرم

و انتقام دلم از زمانه می گیرم

  تویی که با غم این دل غریبه می باشی

ببین بدون تو زیبا بهانه می گیرم

منم که در خم ابهام عاشقی گیرم

شکسته دل لبم از هر ترانه می گیرم

از ابتدای دلم تا به انتها که تویی

تو را ضمیر خدایی یگانه می گیرم

 اگر چه مرز دلت را به روی من بستی

ولی سراغ تو را مخفیانه می گیرم

جدا نمی شوم امشب از این پریشانی

شبیه مرثیه رنگی شبانه می گیرم

 منم و یک نفس گیر کرده در لوله

بدون واهمه مغزم نشانه می گیرم

 

سید مهدی نژاد هاشمی

 

(م _ شوریده )

 

http://joodayi.blogfa.com/post-167.aspx

http://www.shereno.com/5436/6749/64963.html

برچسب ها : بدون واهمه مغزم نشانه می گیرم,

موضوع : دفتر درفک بخش اول, | بازديد : 322

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بد تر نمی شود 

** 

  حال مرا نپرس که بهتر نمی شود

این قامت شکسته صنوبر نمی شود

  می کوبدم زمین سرشب بغض های غم

اما دوچشم قرمز من - تر نمی شود

 کابوس های من همه از جنس شیشه است

این شب که با تلنگر غم - سر نمی شود

  تقصیر من نبود که پرهای من شکست

این مرغ خانگی که کبوتر نمی شود . . . !

 راحت نمی شود دل از این دشنه های زجر

این خنجر شکسته که خنجر نمی شود . . .

 حالم خراب گشته ولی بی خیال من

از بد گذشته است و بد تر نمی شود

 آتش گرفته ساقه ی از هم گسسته ام

خاکستر و گدازه که پر پر نمی شود

 بی تو تمام وسعت قلبم رکود کرد

گویا که عشق بی تو میسر نمی شود

  این خاک شوره زار دلم را مرور کن

برگرد چونکه بی تو معطر نمی شود

 باشد نیا و حال مرا باز هم نپرس

این کشتی شکسته به بندر نمی رود . . .

 


سید مهدی نژاد هاشمی

 

(م _ شوریده )

 

 http://mamalona.blogfa.com/cat-5.aspx

http://www.shereno.com/5436/6749/67696.html

برچسب ها : بد تر نمی شود,

موضوع : دفتر درفک بخش اول, | بازديد : 455

صفحه قبل 1 صفحه بعد